تبليغاتX
علم

علم

این وبلاگ کامللا علمی وبرای هر کلمه یک جواب دارد

کهکشان




img/daneshnameh_up/7/72/Kahkeshanenamonazam.jpg
منظومه کهکشانی بزرگ
اندازه ابر ماژلانی بزرگ ، تقریبا یک چهارم اندازه
کهکشان راه شیری است و حتی می‌توان آنرا قمر
کهکشان راه شیری است و حتی می‌توان
آنرا قمر کهکشان راه شیری به حساب آورد.
img/daneshnameh_up/6/68/Kahkeshanemarpichi.jpg
چرخش در فضا
چنانچه در کهکشان ام100 مشاهده می‌شود، ستاره‌ها
و ابرهای گازی بطور مارپیچ از بازویی به بازوی دیگر در
حرکت هستند. این عامل سبب تشکیل ستاره‌های
جدید در ابرهای گازی آبی رنگ می‌شود.
img/daneshnameh_up/7/7d/Kahkeshanemilehei.jpg
ستاره‌ها در قسمت میله‌ای
برخی کهکشانهای مارپیچی دارای چندین بازو
هستند، ولی یک کهکشان مارپیچی میله‌ای مانند
این که در تصویر می‌بینید (ان.جی.سی 1313) ، فقط دو بازو دارد.
img/daneshnameh_up/0/08/Kahkeshanebeyzavi.jpg
بازماندگان گذشته‌ها
تقریبآ تمام ستاره‌های کهکشانهای بیضوی
مانند ان.جی.سی 1399 که در تصویر می بینید
دارای طول عمری بیش از 10 میلیارد سال هستند.
img/daneshnameh_up/d/d4/Kahkeshanefaal.jpg
آشوب کیهانی
این تصویر که توسط تلسکوپ فضایی هابل تهیه شده
نمایانگر ناحیه مرکزی کهکشان فعال ان.جی.سی
1069 می‌باشد.
img/daneshnameh_up/d/d9/Tasadomekahkeshan.jpg
جفت کهکشانی آی.جی 29 و آی.جی 30
در این تصویر که رنگهایش ساختگی هستند، یک
دنباله کشندی دو کهکشان را به هم وصل کرده
شکل یک قارچ چتری را بوجود می‌آورد.

مقدمه

کهکشان به مجموعه ستارگان ، گاز و غبار گفته می شود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شده‌اند. کوچکترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری ، شامل حدود 100000 میلیارد سال ستاره هستند. بزرگترین کهکشانها تا 3 میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از 1000 میلیارد ستاره هستند.

اشکال کهکشانها بر اساس شیوه‌ای طبقه بندی می‌شود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی ، ادوین هابل (1953- 1986) ، شکل یافته است. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل توده‌ای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.

کهکشان بیضوی

کهکشانهای نامنظم هیچ شکل یا ساختار منظمی ندارند، آنها دارای جرم بیشتری از کهکشانهای دیگر هستند و بیشتر ستاره‌های موجود در آنها دارای طول عمر کم و درخشان می‌باشند. با وجود اینکه بسیاری از کهکشانهای نا منظم در بر گیرنده نواحی تابان گازی هستند که ستاره‌ها در آنها شکل می‌گیرند، بیشتر گاز میان ستاره ای کهکشانها بایستی متراکم شوند تا ستاره‌های جدیدی بوجود آورند. حدود 5% از هزار کهکشان درخشان را کهکشانهای نا منظم تشکیل می‌دهند. این در حالی است که یک چهارم کهکشانهای شناخته شده نیز کهکشانهای نامنظم هستند.

کهکشانهای مار پیچی

کهکشانهای مارپیچی دارای بازوهایی هستند که شکلی مارپیچی در اطراف بر آمدگی مرکزی یا هسته ، قرصی ایجاد می‌کنند که چرخش هسته با چرخش بازوهای آن همراه می‌شود. جوانترین ستاره‌های کهکشانهای مارپیچی در بازوهای کم توده یافت می‌شوند و ستاره‌های کهن اکثرا در هسته متراکم قرار دارند. کهنترین ستاره‌ها در هاله‌های کروی پراکنده قرار دارند و اطراف قرص کهکشانی را فرا گرفته‌اند. بازوهای مذکور همچنین دارای غبار و گاز فراوانی هستند که منجر به تشکیل ستاره‌های جدید می‌شود.

کهکشان مارپیچی میله ای

یک کهکشان مارپیچی میله‌ای دارای یک هسته برآمدگی مرکزی کشیده شده و میله‌ای شکل است. همزمان با چرخش هسته اینطور به نظر می‌رسد که در هر سوی هسته یک بازو نیز می‌چرخد. برخی ستاره شناسان عقیده دارند کهکشان راه شیری نیز یک کهکشان مارپیچی میله‌ای است. شکل کهکشانهای مارپیچی و کهکشانهای مارپیچی میله‌ای متغیر است.

از کهکشانهای با برآمدگیهای مرکزی بزرگ با بازوهای نه چندان بهم پیوسته تا کهکشانهای با برآمدگیهای مرکزی کوچک و بازوهای آزاد. گر چه کهکشانهای مارپیچی و مارپیچی میله‌ای پیش از این به عنوان دو نوع کهکشان متفاوت طبقه بندی می‌شدند، ولی امروزه ستاره شناسان آنها را مشابه می‌دانند.

کهکشانهای بیضوی

کهکشانهای بیضوی از نظر شکل ، از شکل بیضی‌گون (شبیه توپ فوتبال امریکایی) تا شکل کروی متغیر هستند و اشکالی ما بین این دو نیز یافت می‌شوند. بر خلاف کهکشانهای دیگر که نوری آبی از ستاره‌های فروزان و کم عمر منعکس می‌کنند، کهکشانهای بیضوی زرد رنگ بنظر می‌رسند. علت این امر توقف شکل گیری ستارگان در این کهکشانها می‌باشد که در نتیجه تقریبا تمام نور آنها از ستاره‌های غول سرخ که دارای طول عمر زیادی هستند تأمین می‌شود.

کهکشانهای فعال و غیر عادی

از تمام کهکشانها میزان معینی تشعشع الکترومغناطیسی ساطع می‌شود. برخی کهکشانها ، به طرز غیر عادی ، مقادیر زیادی تشعشع تابش می‌کنند. این کهکشانها ، کهکشانهای فعال نامیده می‌شوند. انرزی آنها از منبعی با جرم بسیار زیاد اما به هم فشرده که در مرکز کهکشان فعال قرار دارد تأمین می‌شود.

انرژی اغلب بصورت اشعه ایکس ، موج رادیویی و همچنین نور است و میزان انرژی آزاد شده به قدری زیاد است که نمی‌توان تصور کرد ستاره‌ها آنرا بوجود آورده باشند. ستاره شناسان بر این عقیده اند که تنها جسمی که قادر است این مقدار انرژی را ازاد کند یک حفره سیاه فوق العاده پر جرم است. بنابر این، علت اینکه برخی کهکشانها از جمله کهکشان خودمان انرژی نسبتا کمی آزاد می‌کنند این است که حفره سیاه مرکزی کوچکی را در میان گرفته‌اند.

کوازارها

بنظر می‌رسد که کوازارها (شبه ستاره‌ها) هسته فعال کهکشانهای دور دست باشند. آنها درخشانترین ، سریعترین و دورترین اجرام شناخته شده در جهان هستند. کوازارها همانند ستارگان از سطح زمین به مثابه یک نقطه نورانی خیلی ریز دیده می‌شوند. اگر چه کوازارها فقط به اندازه منظومه شمسی هستند، نور برخی از آنها مسافتی در حدود 10 میلیارد سال نوری را طی می کند تا به ما برسد. ما برای اینکه بتوانیم چنین اجرام دوری را شناسایی کنیم نیاز به تابش زیاد نور آنها داریم. تشعشع انرژی بعضی از کوازارها حدود 100 برابر تشعشع کهکشانهای عظیم است.

با گسترش جهان کوازارها که در لبه خارجی آن قرار دارند بسرعت از زمین فاصله می‌گیرند. دورترین کوازارهایی که قابل رویت حدود 12 میلیارد سال نوری در جهت انتهای قابل مشاهده جهان قرار دارند. بخاطر زمان زیادی که طول می‌کشد تا نور کوازارها به زمین برسد، این کهکشانها ستاره شناسان را قادر می‌سازند تا جهان را در اولین مراحل شکل گیری ، مورد مطالعه قرار دهند. کوازارها فوق العاده درخشان و در عین حال بسیار مهم فشرده می‌باشند. در مقایسه با گستره کهکشان راه شیری که 100000 سال نوری می‌باشد، کوازارها قطری معادل چند روز یا هفته نوری را تشکیل می‌دهند.

کهکشانهای رادیویی

تمامی کهکشانها ، موج رادیویی ، نور قابل رویت و انواع تشعشع از خودشان تولید می‌نمایند. انرژی رادیویی یک کهکشان رادیویی خیلی متراکمتر از انرژی کهکشانهای معمولی است. این انرژی از دو قطعه خیلی بزرگ ، یا ابرهای عظیم الجثه متشکل از ذرات در حال دور روشن از کهکشانها تشتشع می‌یابند.

این ابرهای عظیم از فورانهای گازی که از مرکز کهکشان با سرعتی معادل یک پنجم سرعت نور خارج می‌شوند، در آسمان شکل می‌گیرند. به نظر می‌رسد که فوران این انرژی عظیم توسط یک حلقه پیوستگی صورت می‌گیرد که یک حفره سیاه خیلی متراکم را در بر می‌گیرد و در مرکز کهکشان واقع است. از هر یک میلیون کهکشان فقط یکی از آنها یک کهکشان رادیویی است.

تصادم کهکشانها

بیشتر کهکشانها از کهکشانهای همسایه خود صد هزار سال نوری فاصله دارند. به هر حال، بعضی از کهکشانها تا اندازه‌ای به یکدیگر نزدیک می‌شوند که نیروی جاذبه دو طرفه آنها اشیاء موجود در کهکشانها دیگر را به اطراف خود می‌کشد و این امر باعث بوجود آمدن توده‌هایی به نام دنباله‌های کشندی می‌گردد، که این دنباله‌ها مانند پلی کهکشانها را به یکدیگر وصل می‌نمایند. نزدیکی بیش از حد کهکشانها ممکن است، توأم با تصادم آنها گردیده و به دنبال این عمل یک تغییر شکل بنیادی در شکل ظاهری آنها صورت پذیرد.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اسفند1388ساعت 16:50  توسط محمد حسین وسروش  | 

موش های با هوش

یاس سه رنگ

یک دانشمند آمریکایی به نام پروفسور جو زین به یک موش در دوران جنینی ماده ای تزریق کرده که از طریق افزایش قدرت ژن ان.ار.2.بی باعث افزایش حافظه ی موش مذکور شده است. این موش 3 برابر مدت زمانی که موش های معمولی چیزها را به یاد می آورند قادر است همه چیز را به حافظه بسپارد. اگر این موش با حافظه ی قوی را در راه های تودرتو به حال خود رها کنیم به راحتی راه خود را پیدا کرده و خارج می شود. پروفسور جو زین درباره ی باهوش ترین موش جهان می گوید: وقتی این موش هنوز در دوران جنینی بسر می برد ماده ای به آن تزریق کردم که باعث تبادل پیام هایی بین سلول های مغزی موش شد. مجریان این آزمایش خارق العاده بر این باورند که این شیوه را در مورد سلول های مغز انسان نیز می توان به کار بست. بدین ترتیب از طریق دستکاری ژنتیکی موش ها و انسان هایی باهوش تر خواهیم داشت.


این کشف پروفسور جو زین از کالج پزشکی جورجیای آمریکا یک مقاله در مجله ی علمی اینترنتی پلوس وان(Plos One ) را به همراه داشته که در مجله ی انگلیسی ایندپندن نیز چاپ شده است. این کشف با واکنش مثبت از جانب همگان روبه رو نشده و عده ای ایرادات اخلاقی را بر آن وارد می دانند. آقای دیوید کینگ، رییس موسسه ی تهدید ژنتیک انسانی در این باره می گوید: بسیار اهمیت دارد که بدانیم فناوری های دستکاری ژنتیکی به کدام سو قدم می گذارند، آیا دوست داریم در جهانی زیست کنیم که ثروتمندان و فرزندان آنها نسبت به سایرین از امتیازات بیشتری برخوردار باشند؟ خانم سوفیا پتیزمان عضو اتحادیه ی خیرین تحقیقات پزشکی در تأیید سخنان آقای کینگ می گوید: همیشه باید مراقب باشیم که چنین اختراعاتی نتوانند راهی به سوی ورود به عرصه ی انسانی بگشایند.

در آن سوی ماجرا، آقای آندرو شوبر عضو ائتلاف تحقیقات آلزایمر درباره ی این موش باهوش امیدوارانه می گوید: این تحقیقات می تواند دست ما را بگیرد تا شاید روزی شاهد کاهش احتمال ابتلا به بیماری آلزایمر و مبارزه با سندرم زوال عقل پیری باشیم.

اسم این موش باهوش را از روی یک شخصیت کارتونی معروف چینی، هوبی جی گذاشته اند. کار پروفسور جو زین اولین در نوع خود نبوده اما از نظر اینکه امکان تقویت حافظه را در پستانداران تأیید می کند بی نظیر است. گفته می شود هوبی جی قادر است همه چیز را برای مدت طولانی تری به ذهن بسپارد. پروفسور جو زین می گوید: مطالعات ما مبنایی را فراهم مینماید تا بفهمیم ژن ان.ار.2.بی باعث تقویت حافظه می شود و از این راه بتوانیم روزی داروهای جدیدی تولید کنیم. از دیدگاه محققان اجرای این مطالعات بر روی انسان به ده ها سال وقت نیاز دارد ضمن اینکه از نظر علمی نیز ناسازگاری هایی وجود دارد. از نظر آقای جان هاردی استاد عصب شناسی دانشگاه کالج لندن، تحقیقات اخیر هیچ کمکی به درمان بیماران مبتلا به آلزایمر نخواهد کرد زیرا در بیماران آلزایمری سلول های مغزی به کلی مرده اند و بیماری ناشی از اختلال در فعالیت این سلول ها نیست.

وی می افزاید: در صورتیکه حافظه ی انسان زیاد شود، گنجایش مغز او پر خواهد شد. به دنبال پر شدن گنجایش مغز انسان ها برخی چیزها را فراموش خواهند کرد به طوری که مغز از اطلاعات بی فایده پر خواهد شد. پس اگر حافظه ی بی نهایت داشته باشیم دیگر قادر نخواهیم بود اطلاعات جدیدی به مغزمان بیفزاییم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اسفند1388ساعت 13:18  توسط محمد حسین وسروش  | 

پلاتی پوس

پلاتی پوس جانور عجیبی است. این جانور، جزو گروه کوچکی از جانوران به نام پستانداران تخمگذار است. این گروه از جانوران دارای برخی از صفات مشترک خزندگان و پستاندارانند. پلاتی‌پوس دارای دمی شبیه به دم بیدستر، منقاری شبیه به منقار اردک و پاهایی پرده‌دار است. مثل خزندگان تخمگذار است؛ اما مثل پستانداران به نوزادان خود شیر می‌‌دهد.

    

پلاتی‌پوس‌ها از خرچنگ دراز، میگو، کرم، قورباغه و ماهی‌های کوچک تغذیه می‌کنند. یک پلاتی‌پوس باید هر روز به اندازه وزن خود غذا بخورد  پلاتی پوس ماده برای تخم گذاشتن، لانه‌ای در انتهای دالان زیرزمینی خود درست می‌کند. او یک تا سه تخم می‌گذارد و سپس دهانه دالان را برای جلوگیری از ورود شکارچیان می‌بندد.

پلاتی پوس در استرالیا و تاسمانی زندگی می‌کند و مثل سمور آبی، در دالان‌های زیرزمینی زندگی و در آب شکار می‌کند.

پلاتی پوس، پوستی خزدار شبیه به سمور آبی دارد؛ حتی دم پهن آن نیز از پوست خزدار پوشیده شده است. 

پلاتی‌پوس دارای دمی شبیه به دم بیدستر، منقاری شبیه به منقار اردک و پاهایی پرده‌دار است

هنگام شنا کردن از دست‌های پارو مانندش برای حرکت و از پاها و دمش بیشتر برای حفظ تعادل استفاده می کند.

پلاتی‌پوس از منقار حساس و لاستیک مانند خود برای جست‌وجوی غذا در گل‌های کف رودخانه‌ها و دریاچه‌های محل زندگی خود استفاده می‌کند. پلاتی‌پوس‌ها از خرچنگ دراز، میگو، کرم، قورباغه و ماهی‌های کوچک تغذیه می‌کنند. یک پلاتی پوس باید هر روز به اندازه وزن خود غذا بخورد                 

adult.jpg Platypus picture by tarahomi

محدوده جغرافیایی : محدوده جغرافیایی Ornithorhynchus anatinus  محدود به مناطق استرالیای شرقی و تاسمانی است.

زیستگاه : از ارتفاع 1000 متری تا عمق 5 متری

پلاتی پوس های منقار اردکی در رودخانه ها، مرداب ها، جویبارها زندگی می کنند. آنها مناطقی با سواحل شیب دار که شامل ریشه گیاهان، گیاهان معلق و نیزارها ست را ترجیح می دهند. رودخانه ها وجویبارها معمولاً کمتر از 5 متر عمق دارند.  شواهدی مبنی بر زندگی کردن آنها در زیستگاه های آبی با ارتفاع بیش از 1000 متر در دست است.

platedit-1.jpg Platypus picture by tarahomi

توصیف ظاهری :

وزن : بین 8/0 تا 5/2 کیلوگرم؛ بامیانگین  k g 52 /1

طول : بین mm 390 تا mm 600 ؛ با میانگین  465

میزان متابولیک پایه :cm3 468 اکسیژن در ساعت (میانگین)

پلاتی پوس منقار اردکی یکی از سه گونه مونوترم هاست. این گونه ها به خاطر تخم گذاری از دیگر پستانداران متمایزند. آن ها یک مجرا دارند که از طریق آن تخم گذاری می کنند و همچنین مواد زاید مایع و جامد را از طریق آن دفع می کنند. پلاتی پوس ها باریک و کشیده اند، رنگ خز آنها از قهوه ای تا قهوه ای تیره در سطح پشتی و قهوه ای تا نقره ای در سطح شکمی تغییر می کند. منقارهای شبیه به اردک و دم های مسطح و گسترده ای مانند سگ های آبی دارند.

سوراخ ها ها بینی روی سطح منقار جای گرفته و چشم ها و گوش های آن ها در دو طرف سر قرار دارد. دست ها و پاهای کوتاه دارند، کف پاهای عریان دارند. هر پا از 5 انگشت تشکیل شده که شامل یک ناخن پهن برای پاهای جلویی و پنجه های نوک تیز برای پاهای عقبی است.

نرها ازماده ها بزرگترند و دو غده سمی دارند که به مهمیزهای پاهای عقبی متصل است. ماده ها غده های شیری دارند اما پستان ندارند. نوزادان دندان شیری دارند در حالی که بزرگترها صفحه های کوبنده دارند. جوانترها کوچکتر از بزرگتر ها هستند.  بعد از زمستان میزان چربی بدن در آن ها کاهش می یابد.

تولید مثل یک بار در سال در اواخر زمستان یا پاییز، 1 تا 3 نوزاد، 17 روز دوره بارداری، 3 تا 4 ماه زمان از شیر گرفتن، زمان بلوغ جنسی 2 سال (برای ماده) و 5/1 سال برای نرها.

پلاتی پوس نر رفتارهای جفت گیری را از خود نشان می دهد اما جفت گیری بستگی به میل ماده دارد. جفت گیری فصلی است و با میزان جمعیت تفاوت می کند. نر و ماده پلاتی پوس یکدیگر را در هنگام شنا کردن لمس می کنند. نر دم ماده را با منقار خود می گیرد و اگر ماده میلی به جفت گیری نداشته باشد، سعی می کند با شنا کردن از دست نر فرار کند. اگر به جفت گیری رغبت داشته باشد، در کنار نر می ایستد و به نر اجازه می دهد تا دوباره دم او را بگیرد.

درصد بیشتری از زخم های پوستی در نرها نسبت به ماده ها وجود دارد که می تواند نشان دهنده جنگ بین نرها در طی فصل جفت گیری باشد.

ماده های جوان تا 4 سالگی تولید مثل نمی کنند. پلاتی پوس های ماده لانه هایی می سازند که در آن از نوزادان محافظت و پرستاری می کنند. در طول دوره هایی که تا باز شدن تخم ها می انجامد، ماده با فشار دادن تخم ها به شکمش توسط دم به باز شدن آن ها کمک می کند. این دوره 6 تا 10 روز طول می کشد. پلاتی پوس منقار اردکی معمولاً 2 تا 3 تخم می گذارد. نوزاد پلاتی پوس در حالی كه دندان در دهان دارد به دنیا می آید و از شیر مادر تغذیه می كند.به زودی دندانهای نوزاد میریزد و به جای آن از تكه های سفت و شاخی كناره های منقار خود استفاده می كند.

طول عمر :

بیشترین طول عمر در طبیعت 12 سال

میانگین طول عمر در اسارت 6/22 سال

رفتار :

پلاتی پوس ها معمولاً منزوی و گوشه گیرند به خصوص نرها. اگر مناطق نرها با یکدیگر هم پوشانی داشته باشد، آن ها زمان گشت زنی خود را تغییر می دهند تا با هم برخورد نکنند.

محدوده خانه :

محدوده خانه بین 37/0 تا km 7 تغییر می کند. پلاتی پوس هایی که در جویبارها زندگی می کنند محدوده بزرگتری نسبت به پلاتی پوس هایی که در برکه یا آبگیر زندگی می کنند، دارند.

برقراری ارتباط :

پلاتی پوس ها صداهایی تولید می کنند اما نقش این صداها ناشناخته است.

عادات غذایی :

پلاتی پوس منقار اردکی در جویبارها و دریاچه ها از بی مهرگان آبزی استفاده می کند. آن ها همچنین میگو، تخم های ماهی و ماهی کوچک می خورند. پلاتی پوس شبها به شكار كرم خاكی، حشرات آبی و خرچنگ آب شیرین می پردازد ودر روز بیشتر در لانه خود كه در زیر گل ولای پنهان است بسر می برد.

صیادی :

شکارچیان این جانور، انسان ها، روباه ها و سگ ها همچنین مارها، پرندگان شکارچی و مارماهیان بزرگ است.

نقش در اکوسیستم :

اطلاعات کمی در این باره وجود دارد. اگر چه با شکار بی مهرگان دریازی، نقش مهمی در زنجیره غذایی نهرها و جویبارها بازی می کنند.

اهمیت اقتصادی برای انسان : ماهی قزل آلا شکار می کند که یک منبع غذایی انسانی است. در جهان تنها پستاندار زهردار پلاتی پوس است.غده های زهری اش نزدیك رانهایش قرار دارد و زهر را از طریق مجرایی به سیخكهای پای عقب حیوان می فرستد.آن ها می توانند در صورت تحریک شدن با زهر خود به انسان صدمه بزنند. پلاتی پوس ها توسط تجار پوست شکار می شدند و از پوست آن ها کلاه، کفش می ساختند. اما در سال 1912 شکار پلاتی پوس ممنوع شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اسفند1388ساعت 17:34  توسط محمد حسین وسروش  | 

عجایب هفتگانه ی جدید

طی دو هفته ی گذشته یک موسسه سوئیسی اقدام به انتخاب عجایب جدید هفت گانه جهان در سال 2007 با نظر سنجی کردند که در این نظر سنجی اینترنتی حدود یکصد میلیون نفر از سراسر جهان شرکت کردند و به انتخاب عجایب هفت گانه ی جهان پرداختند که مطابق معمول تخت جمشید و پاسارگاد و مانند آن جایی در این عجایب هفت گانه نداشتند و ما ماندیم و طراحان و سازنده های ایرانی تاج محل!

این پست اختصاصی درصد اختصاص به معرفی این عجایب جدید هفت گانه دارد!(جای دیگه پیدا نمی کنید!)

بالاخره ببینیم و بدونیم و بمیریم بهتر از اینه که ندیده و ندونسته بمیریم! (حالا عکس هاشونم خوبه!!) نه؟!

 

1.      دیوار چین

یک بنای عضیم چینی که ساخت آن حدود ۱۴۰۰ سال، یعنی از قرن دوم قبل از میلاد تا قرن هفدم (میلادی) ادامه پیدا کرد و به منظور مقابله با هجوم اقوام مهاجر عشایر، همچون مغول‌ها، ترک‌ها و هون‌ها ساخته شده بود. شروع ساخت این دژ بزرگ به اولین امپراطوِر چین، یعنی کین شین هوانگ در بین سالهای ۲۳۰ قبل از میلاد تا ۲۰۰ قبل از میلاد بر می‌گردد و پایان آن در زمان حکومت سلسله مینگ انجام پذیرفت.

این بنا با ۶۳۵۲ کیلومتر طول، به این ترتیب از لحاظ جرم و حجم بزرگترین ساختمان جهان می‌باشد.

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ دیوار چین اینجا را کلیک کنید.

 

2.شهر تاریخی پترا

شهر تاریخی "پترا" در اردن محل زندگي قوم نبطيان يا انباط در 400 سال قبل از ميلاد مسيح در دل كوه بوده است .

در پترا پايتخت نبطيان ،  كه به عنوان "ام الهه" نيز نام برده‌اند و در دل كوه كنده شده، دو سيستم آبياري و آبرساني وجود داشته است.

گفته مي‌شود قوم ثمود كه نام آنها در قران آمده اجداد نبطيان بوده‌اند.

پترا در سال ‪ ۱۰۶تا ‪ ۳۲۴ميلادي به دست روميان افتاد و به يك شهر روم شرقي تبديل شد اما در عصر اسلامي اهميت زيادي به پترا داده نشد و پس از زلزله سال ‪  ۷۴۹پترا بكلي فراموش شد و تا قرن ‪ ۱۷و ‪ ۱۸ميلادي كاملا مفقود بود تا اينكه در سال ‪ ۱۸۱۲ميلادي يك جهانگرد سوئيسي به نام جان لوودويك برگهارت كه در مصر زبان عربي را آموخته بود با تغيير نام خود به "حاج ابراهيم" و به بهانه زيارت قبر هارون برادر حضرت موسي(ع) كه در اين منطقه قرار دارد ، يكي از صحرانشيانان عرب را ترغيب كرد تا شهر گمشده پترا را به او نشان دهد و توانست اين شهر را دوباره كشف كند.

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ شهر تاریخی پترا اینجا را کلیک کنید.

 

3.تندیس مسیح بر روی قله ای در برزیل:

تندیس مسیح بر روی کوههای ریودوژانیو بنا نهاده شده است! 125 فوت معادل 38 متر ارتفاع آن می باشد که در سال 1927 ساخت آن شروع شده و در سال 1931 ساخت آن به اتمام رسیده است.

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ تندیس مسیح اینجا را کلیک کنید.

 

 

 

 

4.بقایای شهر مانچو پیکچو:

بقایای شهر مانچو پیکچو در پرو یکی از جاذبه های گردشگری این کشور آمریکای لاتین می باشد. در 7710 فوت معادل 2350 متر از سطح دریا قرار دارد و در سال 1400 بنا نهاده شده است.

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ شهر مانچو پیکچو  اینجا را کلیک کنید.

 

 

 

 

5.هرم چیچن ایتزا:

هرم چیچن ایتزا در مکزیک قرار دارد و از سازه های تمدن مایا در سالهای 900 تا 1200 بوده است.این هرم بزرگترین هرم از مجموعه هرم های کوکولکن می باشد.و مقبره خدایان نیز بوده است!

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ هرم چیچن ایتزا اینجا را کلیک کنید.

 

 

 

 

6.آمفی تئاتر کولوسیوم:

آمفی تئاتر کلستوم در حوالی مرکز شهر رم قرار گرفته است.که کاربری استادیوم برای مبارزه ی گلادیاتورها برای آن مناسب تر است!! در نبرد گلادیاتورها پنجاه هزار نفر می توانستند این نبردهای عظیم رو مشاهده کنند. البته برای دیگر مسابفات عمومی نیز از آمفی تئاتر کولوسیم استفاده می شده است!

 

.: برای مشاهده تصویر بزرگ آمفی تئاتر کولوسیوم اینجا را کلیک کنید.

 

 

 

7.تاج محل:

تاج محل آرامگاه ارجمند بانو ملقب به ممتاز محل، همسر محبوب پنجمین

پادشاه گورکانی موسوم به شاه جهان است. ممتاز محل در 1040 ه.ق.

درگذشت و آرامگاه او میان سالهای 1049 تا 1065 هجری قمری برپا شد.

امپراتور جایگاهی را در کنار رود جمنا برگزید. وی قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی

در کران دیگر رود و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به

 نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می گذرد. قرار بود که

بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید بود، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد.

اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و امپراتور در کنار همسرش

آرام گیرد.

هنگامی که ممتاز محل درگذشت،  امپراتور داغدیده طراحان ، مهندسان و استادکاران را از هند ، ایران و آسیای مرکزی گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری مغولان اعظم گردید. در آرامگاه تاج محل جملگی سنت های معماری آسیای مرکزی، ایران و هند به طور هماهنگ و موزون تلفیق یافته و بیشترین تأکید بر تناسبات هندسی عمارت شده است. این اثر دارای پیشینه های چندی از آرامگاه همایون بوده است. وی که دومین امپراتور گورکانی هند بود به ایران تبعید شد. او در بازگشت به هند، گروهی از هنرمندان ایرانی را با خود به همراه برد. بنا بر این شگفت انگیز نیست که تاج محل از الگوهای ایرانی و میراث معماری هندو بهره گرفته باشد.

 

.: برا ی مشاهده تصویر بزرگ تاج محل اینجا را کلیک

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 بهمن1388ساعت 16:51  توسط محمد حسین وسروش  | 

راز مثلث برمودا

در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.

مثلث برمودا

مثلث برمودا


در حدود ساعت ۵/۱۰ شامگاه ۲۹ ژانویه ۱۹۴۸ هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با ۲۶ مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.
چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود « هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد»

با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
در ساعت ۴۵/۷ دقیقه بامداد روز ۱۷ ژانویه ۱۹۴۹ کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره « برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در « جامائیکا» برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز « مثلث برمودا» به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.
کاپیتان ۴۰ دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.
پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.
وجه تسمیه «مثلث برمودا»
در روز ۵ دسامبر ۱۹۴۵ پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره ۱۹ نامیده می شد، از پایگاه نظامی « فورت لودردیل» واقع در « فلوریدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها می بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

قبلا ***ین بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
در ساعت ۱۰/۲ دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود ۲۰۰ مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت ۴۵/۳ دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
- برج مراقبت … وضع اضطراری پیش آمده … انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم… ما قادر نیستیم زمین را ببینیم… تکرار می کنم … ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.
مسئول برج مراقبت پرسید:
- حالا در چه موقعیتی هستید؟
- موقعیت خود را به درستی نمی دانیم … اصلا نمی دانیم کجا هستیم . به نظر میرسد راه را گم کرده ایم.
مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.
برج مراقبت گفت:
- طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.
ستوان « تایلور» پاسخ داد:
- ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست… همه دستگاه ها از کار افتاده … همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی توانیم تشخیص دهیم.
حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است…
چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش ریسید که دیوانه وار فریاد زد:
- ما وارد آب های سفید می شویم … خطر همچون دشنه ای به سوی ما می آید… کمک … کمک …
و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.
مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای « مارتین مرینر» با ۱۳ سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.
در ساعت ۴/۷ دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در « اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره ۱۹ بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.

سپیده دم روز بعد، ۲۴۲ فروند هواپیما و ۱۸ فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.

هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.
واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.
نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا

پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند.
و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند.
برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

مثلث برمودا

مثلث برمودا

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت می‌آید … ما نمی‌توانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو ۱۳ که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

*
آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟

*
آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد

عکس ها در ادامه ی مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 بهمن1388ساعت 13:48  توسط محمد حسین وسروش  | 

در باره ی جهنم وتصاویری تخیلی

ای ن تصویر خیالی از جهنم است ولی جهنم ترسناک تر سناک تر است

غذاب زن در جهنم

امیرالمومنین علی (ع) می فرماید : روزی با فاطمه محضر پیامبر خدا (ص) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند.
گفتم : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله ! چرا گریه می کنی ؟ فرمودند : یا علی ! آن شب که مرا به معراج بردند ٬ گروهی از زنان امت خود را در عذاب سختی دیدم و از شدت عذابشان گریستم. (و اکنون گریه ام برای ایشان است.)
زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد.
زنی را دیدم که از زبانش آویران کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند.
زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده اند.
زنی را دیدم که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها بر او مسلط هستند.
زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخهای بینی اش بیرون می آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود.
زنی را دیدم که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویزان است.
زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند.
زنی را دیدم که صورت و دستهایش در آتش می سوزد و امعا و احشای داخلی اش را می خورد.
زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود.
و زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از نشیمنگاه او داخل می شود و از دهانش بیرون می آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می کوبند.
حضرت فاطمه (س) عرض کرد : پدر جان ! این زنان در دنیا چه کرده بودند که خداوند آنان را چنین عذاب می کند؟!
رسول خدا (ص) فرمود :
دخترم ! زنی که از موی سرش آویخته شده بود ٬ موی سر خود را از نامحرم نمی پوشاند.
زنی که از پستانش آویزان بود ٬ زنی است که از حق شوهرش امتناع می ورزید.
زنی که از زبانش آویزان بود ٬ شوهرش را با زبان اذیت می کرد.
زنی که گوشت بدن خود را می خورد ٬ خود را برای دیگران زینت می کرد و از نامحرمان پرهیز نداشت.
زنی که دست و پایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند ٬ به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی داد و نظافت و پاکیزگی را مراعات نمی کرد ٬ و نماز را سبک می شمرد و مورد اهانت قرار می داد.
زنی که کر و کور و لال بود ٬ زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می آورد و به شوهرش می گوید بچه تو است.
زنی که گوشت بدن او را با قیچی می بریدند ٬ خود را در اختیار مردان اجنبی می گذاشت.
زنی که صورت و دستاش می سوخت و او امعا و احشای داخلی خودش را می خورد ٬ زنی است که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می گرفت.
و زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود ٬ زنی سخن چین و دروغگو بود.
و اما زنی که در قیافه سگ بود و آتش از نشیمنگاه او وارد و از دهانش خارج می شد ٬ زنی خواننده و حسود بود.
سپس فرمودند: وای بر زنی که همسرش از او راضی نباشد و خوشا به حال آن که همسرش از او راضی باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 بهمن1388ساعت 7:49  توسط محمد حسین وسروش  | 

سرنوش روح بعد از مرگ

پس از استراحت روح در ان اتاق که براي همه ي مردگان مومن است دو مامور خدا که در همه حال در اين دنيا با انسان هستند و بر شانه چپ و راست نشسته اند و اعمال بد و خوب او را مي نويسند در ان اتاق حاضر مي شوند انکه بر شانه ي چپ اعمال بد و انکه بر شانه ي راست اعمال نيک را در لوح محفوظ مي نويسند حالا براي کم و زياد کردن اعمال بر روح وارد مي شوند و دقيق اعمال او را حساب مي کنند و جواز هر منزل را مهر و امضا مي کنند و در کوله پشتي او قرار مي دهند گنا هاني که مختص بر هر منزل است نوشته و همچنين استراحتگاههايي که به خاطر اعمال نيک بدست اورده همه را مي نويسند و در کوله پشتي قرار مي دهند و روي هر کدام مي نويسند جواز و توشه ي فلان منزل که هر کدام را بايد در همان منزل بدست ماموران سرزمين ها باز کرد تمام کردار انسان کوچک بزرگ همه محاسبه مي شوند پس بعد از نوشتن اعمال و تذکره ها او را داخل قفسه فلزي که داراي جوش و پيچ هاي متعدد است  مي گذارند اين جوش و پيچ ها از گناهان انسان که مهمترين انها حسد دروغ نمامي و غيبت است که براي تعدادي کم جوش و پيچ است و براي تعدادي نسبت به اعمالش پيچ و جوشش زياد است (به هر حال هر گناه و يا کوچکترين معصيت کرده باشي در اين قفل قرار داده مي شود)پس از گذاشتن روح در ان قفس فلزي جوش ها را محکم مي کنند تا به اندازه ي يک مشت در مي ايد از سر ان قفس روغن سياه که همان اعمال بد و زشت هر انسان(جاهل)است گرفته مي شود و او را پاک مي سازند و او را بدون گناه به سفر بزرگ مي فرستندو او را در ان عالم رها مي کنند و عذاب هر منزل را به او مي دهند روح مدت زماني که در استراحت به سر مي برد جهت جمع اوري خيرات از طرف دنيا به شکل پرنده اي در مي ايد و به دنيا باز مي گردد و بر بام اشنايان خود مي نشيند تا خيراتي که براي او مي فرستند جمع اوري کند عده اي به فکر مشغله ي کاري هستند و هيچ به فکر او نيستند و روح نا اميد به قبر باز مي گردد پس از جمع اوري خيرات و ديدن افرادي که در قيد حيات به ديدارشان و به مزارشان رفته بودند تذکره و جواز اخرين منزل که به مهر وامضا حضرت امير مومنين علي(ع)به گردن او می ریزند

دوستان بدانید همه می میرند شاید این قرص های جدید عمر را طولانی کند اما تا  کی همه میمیرن

وبخاطر کوچکترین گناهی عذاب می شوند

من در این باره بیشتر می گذارم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 بهمن1388ساعت 7:31  توسط محمد حسین وسروش  | 

پری در یایی

ابنا واقعی باور نداری برو تحقیق کن

+ نوشته شده در  شنبه 24 بهمن1388ساعت 16:31  توسط محمد حسین وسروش  | 

پایان دنیا در سال 2012

ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال ۲۰۱۲ به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.

به گزارش مهر، در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال ۲۰۱۲ بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.

از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر ۱۱ سال یکبار به نقطه ای می رسد که در آن پیک پدیده های فورانهای خورشیدی و پرتاب تاجهای خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود. این فورانها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفانهای ژئومغناطیسی زمین شود.

اتمسفر زمین می تواند از این برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارات جدی را بر روی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روی زمین وارد می کند.

ستاره شناسان این پدیده ها را از سال ۱۸۵۹ رصد کرده اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می ۱۹۲۱ توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد.

در گزارش ۱۳۲ صفحه ای ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است: “انرژی برق کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساختها و سرویسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال ۱۸۵۹ امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارتهای اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت.”

براساس گزارش نیوساینتیست، در سال ۱۹۸۹ شش میلیون نفر در کبک کانادا به مدت ۹ ساعت به سبب یک توفان ژئومغناطیسی که ۱۰ برابر ضعیف تر از توفان سال ۱۹۲۱ بود بدون برق ماندند. اگر حادثه ای مشابه آنچه که در سال ۱۹۲۱ رخ داد تکرار شود تعداد افراد بدون برق به ۱۳۰ میلیون نفر افزایش خواهد یافت و تکرار حادثه ای مشابه سال ۱۸۵۹ که بسیار قویتر از توفان ۱۹۲۱ بود دو هزار میلیارد دلار خسارت وارد خواهد کرد.
به گفته دانشمندان ناسا، پیک بعدی این توفانهای خورشیدی بین سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 8:40  توسط محمد حسین وسروش  | 

پایان دنیا سال 2012

پایان دنیا در سال 2012 ؟!

ظاهرا، دنیا در 21 دسامبر سال 2012 به پایان می رسد! بله، درست متوجه شدید! یا حداقل بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد! دیگر برای شغل آینده ی خود برنامه ریزی نکنید! بدنبال خرید خانه نباشید، و در عوض، چند سال آخر زندگی تان را هرآنطور که می خواهید بگذرانید. اکنون شما 4 سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید... قبل از پایان دنیا!

 


 

خُب این سخنان عجیب و غریب چیست؟ تا بحال ما از این پیش گویی ها زیاد شنیده ایم، ولی هنوز اینجاییم و سیاره مان هنوز سرجایش است. چرا این سال 2012 اینقدر مهم شده است؟ این اخبار در تمام دنیا در حال پخش شدن است. (مثلا: در روزنامه اعتماد شماره 1300 یا پایگاه خبری تقریب)

پایان دنیا در سال 2012 ؟!

واقعیت این است که تقویم مایا در سال 2012 به پایان می رسد، به همین دلیل مایاها به دنبال هر دلیل مذهبی، علمی، اخترگویانه و تاریخی می گردند تا بیابند که چرا این تقویم می گوید که جهان رو به پایان است. رسالت مایایی کسب قدرتی است که بتواند مردم را در تمام جوامع نگران کند.

متآسفانه من برای تمامی معتقدین به این تقویم خبرهای بدی دارم! هیچ رستاخیز عظیمی در 2012 روی نخواهد داد، ولی چرا؟

 

تقویم مایایی

تقویم مایا چیست؟ این تقویم توسط تمدنی پیشرفته به نام مایاها در حدود 250 تا 900 میلادی بوجود آمده است. شواهد مربوط به امپراطوری مایا به قسمتهای جنوبی مکزیک تا گواتمالا و اِل سالوادور می رسد.

آمریکای مرکزی
منطقه ی حضور مایاها

مردمی که در جامعه ی مایایی ساکن بودند، مهارت پیشرفته ای در نوشتن داشتند و در ساختن شهرها و مدنیت توانایی عجیبی پیدا کرده بودند. مایایی ها احتمالا بخاطر اهرام و ساختمانهای بزرگ دیگری که ساخته اند معروف شده اند.

اهرام
اهرام تمدن مایا

مردم مایا در فرهنگ امریکای مرکزی تأثیر زیادی داشته اند، نه فقط از طریق تمدن خویش، بلکه با جوامع بومی که در این منطقه تشکیل داده اند. در حال حاضر هنوز شمار زیادی از مایاها هنوز زنده اند و سنن باستانی خود را ادامه می دهند.

مایاها

مایایی ها از تقویم های مختلفی استفاده می کردند و زمان را بعنوان گردش هایی روحانی درنظر می گرفتند. ازآنجایی که این تقویمها استفاده های عملی زیادی داشتند، مثل: کاربردهای اجتماعی، کشاورزی، اقتصادی و... ، به عنصر مذهبی قوی ای تبدیل شده بودند. این کاملا با تقویم میلادی جدید متباین است که تنها دارای معانی اجتماعی و اقتصادی است.

تقویم مایا

بیشتر تقویمهای مایایی کوتاه بودند. تقویم تزولکئین (Tzolk"in) در 250 روز تمام می شد و تقویم هاآب (Ha"ab) طول سال را 365 روز درنظر می گیرد.  مایایی ها این دو تقویم را با هم ترکیب کردند تا تقویمی به نام «گرد تقویم» (Calandar Round) تهیه نمودند: که برابر است با یک چرخه از 52 هاآب (تقریبا 52 سال که برابر طول تقریبی یک نسل است.) درون یک گرد تقویم چرخه های 13 و 20 روزه وجود دارد. واضح است که این سیستم  تنها زمانی استفاده می شود که 52 سال را 18980 روز واحد در نظر بگیریم. بعلاوه ی این سیستمها، مایایی ها چرخه ای داشتند به نام «چرخه ی زهره». ایشان با دقت زیاد تقویمی شکل دادند که بر اساس موقعیت زهره در آسمان شب بود. وهمچنین ممکن است که آنها تقویمهای مشابهی برای سیارات دیگر هم داشته اند.

تقویم مایا
تقویم مایایی

با استفاده از گرد تقویم هیچ گاه نمی توان سالی قدیمی تر از 52 سال را مشخص کرد! پس چگونه می توان تاریخ های طولانی را با استفاده از تقویم مایایی ها تعیین نمود؟

 

پایان شمارش طویل= پایان دنیا؟

مایاها برای حل این مشکل روشی ابتکاری بکار بردند. در نهایت تقویم آنها از دوره ی بلندی استفاده کرد که 5126 سال دارد. این دوره بر اساس ملاحظات مذهبی، دوران قاعدگی، محاسبات ریاضی روی اعداد 13 و 20 و همچنین اساطیر اخترگویانه ایجاد شده است.

تقویم
تقویم مایایی

ولی این تقویم چگونه کار می کند؟

سال مبدأ در شمارش طویل مایایی در «0.0.0.0.0» آغاز می شود. هر صفر از 0-19 تغییر می کند که هرکدام نشاندهنده ی روزهای مایایی است. مثلا اولین روز از شمارش طویل به صورت 0.0.0.0.1 نوشته می شود. این عدد اضافه می شود تا روز 19. با افزوده شدن 1 روز دیگر یعنی 20 روز به صورت زیر نوشته می شود: 0.0.0.1.0 این شمارش تا 0.0.1.0.0 ادامه می یابد(حدود یک سال ) و همینطور تا 0.1.0.0.0 (حدود 20 سال) و 1.0.0.0.0 (حدود 400 سال). حالا مثلا تاریخ 2.10.12.7.1 در تقویم مایایی نشان دهنده ی تاریخ تقریبی 1012 سال و 7 ماه و 1 روز است.

سنگ تراش
سه ستون نوشته شده توسط مایایی ها: ستون سمت چپ نشاندهنده ی تاریخ 8.5.16.9.9 یا 156 میلادی است.

واقعا تقویم جالبی است. ولی این تقویم با پایان جهان چه ارتباطی دارد؟ رسالت مایایی تماما بر این اساس است که هنگامی که شمارش بلند مایایی تمام شود، یک اتفاق بدی بوقوع خواهد پیوست. متخصصین مایا از هر دو عدد 13 و 20 استفاده می کنند. طبق نظر ایشان پایان این دوره می تواند در 13.0.0.0.0 روی دهد. و این تاریخ برابر با 5126 سال است. این شمارش بلند دوره در 0.0.0.0.0 آغاز شده است که مطابق 11 آگوست 3114 پیش از میلاد می شود. حالا مسأله را متوجه شدید؟ شمارش طویل دوره ی مایاها در 5126 سال بعد از این تاریخ یعنی در 21 دسامبر 2012 به پایان می رسد.

 

روز رستاخیز

زمانی که چیزی تمام می شود (حتی چیز بی خطری مثل یک تقویم باستانی)، مردم گمان می کنند که نهایی ترین احتمالات برای پایان تمدن روی خواهد داد. از طرف دیگر باستان شناسان و اسطوره شناسان معتقدند که مایایی ها یک عصر روشنگری را برای سال 13.0.0.0.0پیش بینی کرده اند. ولی واقعیت این است که شواهد کافی برای چنین رستاخیز عظیمی در آن روز در دست نداریم!!

تهدیدهایی برعلیه زمین و نوع بشر تا بحال مطرح شده اند: برخورد سیارکها، سیاهچاله ها، انفجارات پرتوگاما در کهکشانهای نزدیک، دوره ی یخبندان و جابجایی قطبین. ولی هیچ شاهدی برای روی دادن یکی از این اتفاقات در 2012 وجود ندارد. این اتفاقات هر زمانی می توانند روی دهند و هیچ ارتباطی با تاریخ خاصی ندارند. هر کدام از این تهدیدها نیاز به یک مقاله ی مستقل دارد که توضیح داده شود که چرا  دلیلی برای روی دادن آنها وجود ندارد.

برخورد سیارک

نکته ی جالب این است که باستان ستاره شناسان مایایی هنوز اختلاف نظر دارند که آیا پایان تقویم در 13.0.0.0.0 است یا 20.0.0.0.0(حدود سال 8000 میلادی).

هرم

در نتیجه، این قبیل پیش بینی ها نه تنها مبنای علمی ندارد بلکه از خرافات و اعتقادات اسطوره ای اقوام باستانی ریشه گرفته است. توجه مردم جهان به این قبیل خرافات نشان دهنده ی عمق خرافه پرستی و جهل علمی نسبت به یافته های دقیق و جهانی علمی امروز  است. در واقع پیشرفت علم و تکنولوژی تأثیر زیادی در سطح علمی و درک عمومی اقشار جوامع انسانی بازی نکرده است!!

 

اینکه چطور به نتایج عجیب و غریب یک تقویم باستانی گم نام چنین اطمینان و توجهی می شود، روحیه ی غیر علمی و نادقیق مردم تحصیل کرده ی امروز را نشان می دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 8:38  توسط محمد حسین وسروش  | 

فراتر از نانو

تاریخ علم پدیده های متعدد و فراوانی را در صفحات خود جای داده است. پس از جنگ جهانی دوم اختراعاتی نظیر کامپیوتر و DNA, آنچنان خارق العاده بودند که بعنوان انقلابی ترین دوران در تاریخ علم بشری بشمار می آمده است هم اکنون نیز دستیابی به فناوری های نوینی همچون فناوری اطلاعات و بیوفناوری با جایگاه ویژه, پیشرفتهای چشمگیر علمی و تکنولوژیکی را بدست آورده است. اما با پیشرفت دانش بشری و نزدیکی به مرزهای حقیقی در علم کوانتوم و پدید آمدن واژه ای به نام نانو که تاریخچه و شکل گیری این علم به زمانی باز می گردد که ریچارد فیمن (Richard Feynman ) (فیزیکدان آمریکایی متخصص کوانتوم نظری و برنده جایزه نوبل سال 1965میلادی) با سخرانی معروف خود با عنوان (آن پایین فضای بسیاری هست) به بررسی بعد رشد نیافته مواد پرداخت و توجه اندیشمندان را در جهان به این علم جلب و توانمندی تولید مواد, ابزارها و سیستمهای جدید با در دست گرفتن کنترل در سطح ملکولی و اتمی را عنوان نمود تا کنون که تمامی جهان را فراگرفته است. امروزه نیز پیشرفتهای زیادی در عرصه نانو جهت دقیق کردن تعریف این دانش بوجود آمده است به بیان ساده تر فناوری نانو در جهان از چهل سال پیش تاکنون که نانوتکنولوژی و کاربردهای وسیعی که این فناوری را به عنوان یک زمینه فرارشته ای و فرابخشی مطرح نموده است که می توان به کاربردهای آن در مواد, پزشکی و بهداشت, داروسازی, الکترونیک و کامپیوتر, مهندسی, محیط زیست, بیوفناوری,دفاع, انرژی ,کشاورزی و بسیاری صنایع چون نساجی و فولاد وبرق و... اشاره نمود. که میتوان این علم و ابعاد آن را فراتر از حال دانست وعنوان کرد که نانو تکنولوژی بخشی از آینده نیست بلکه همه آینده است .نانو فناوری در عمل به سه شاخه اساسی (نانو فناوری مرطوب ,خشک ومحاسباتی )تقسیم شده که امروزه دو تغییر از نانوفناوری یکی حرکت از بزرگ به کوچک شامل مواردی همچون کوچکتر کردن هر چه بیشتر تراشه های رایانه ای و دیگری حرکت از کوچک به بزرگ به معنای ساخت مواد با کنار یکدیگر قرار دادن تک تک اتم ها یا مولکولها در دست می باشد.ویژگی ودستاوردهای بالقوه ,کاربردها ی این علم در عرصه های مختلف همچون (دوام پذیری مواد ,هواوفضا ,امنیت ملی ,صنعت ) و موارد فوق که اشاره گردید همگی بر نقش این علم در دستیابی بشر به آینده با بهره مندی از نانو در جهت آسایش را نوید می دهد .

صرفنظر از خصایص عمومی و ویژه این فناوری به عنوان یک علم جدید می توان به لزوم استفاده از سیستم های انعطاف پذیر و پویا جهت رشد قوانین و مقررات خاص مراکز تجاری سازی و بازاریابی و سرمایه گذاری در این عرصه نظر به سرعت رشد بالا و حجم کم و ارزش افزوده بالا وفاصله کم تحقیقات تا بازار و بین رشته ای بودن این دانش وبعضا به مواردی همچون عام بودن و کاربرد فناوری نانو در بسیاری از فناوری های دیگر و نقش آن در تحول سایر فناوری ها و مکمل و پایه بودن (نانو فناوری ,رقیب سایر فناوری ها نیست), ایجاد خلاقیت و کار آفرینی, تاثیر بسزایی بر رفاه و زندگی مردم ,امنیت و دفاع ملی و حفاظت محیط زیست ,ایجاد تحول در تمامی دستاوردهای گذشته بشر تحقق یافته اند ,اشاره نمود .همگراسازی رشته های علمی و تخصص های متمایز ,کاربردهای متعدد آن با هزینه های تولید و نگهداری کمتر ,مصرف انرژی پایین ,دوام و طول عمر بیشتر و در نهایت اینکه نانو فناوری معیارها واستانداردهایی را بوجود می آورد که کشورهایی که در تولید محصولات آن تاخیر داشته باشند نمی توانند جایگاهی مناسب در علم وآینده داشته باشند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 8:33  توسط محمد حسین وسروش  | 

پاسخ سوال های دینی

برای وروداینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 8:30  توسط محمد حسین وسروش  | 

نانو

برای ورود به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 17 بهمن1388ساعت 20:27  توسط محمد حسین وسروش  | 

هاور کرافت(عکس)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 16:20  توسط محمد حسین وسروش  | 

هاورد کرافت

هواناو یا هاورکرافت نوعی شناور دریایی است که بر روی بالشتکی از هوا تکیه دارد. هواناو توانایی گذشتن از پهنه‌های گوناگون بر روی زمین و همچنین گذر از روی آب را دارد.

 هاورکرافت, شناوری دو منظوره (آبی- خاکی) است که به روش هوابرد و با استقرار روی بالشتکی از هوای فشرده به‌آسانی و با نیروی رانش نسبتاً کمی روی سطوح آبی و خاکی حرکت می‌کند. هوای ورودی به هاورکرافت, از طریق پروانه (fan) به زیر سازه و بالشتک‌ها منتقل شده و سبب خیزش (hovering) یا بلند شدن وسیله از روی سطح و استقرار آن بر روی توده‌ای از هوای تحت فشار می‌شود. بدین ترتیب در زمان حرکت نیروی مقاوم شناوری تا حد قابل توجهی کاهش می‌یابد و هاورکرافت با استفاده از سیستم رانش و ملخ هوایی به حرکت در می‌آید.

 در این شناورها به سبب جدایی سطح استقرار و بدنه شناور (وجود فاصله هوایی بین آنها), استفاده از سیستم‌های رانشی آبی (مثل واترجت) میسر نیست. معلق شدن هاورکرافت روی قشری از هوا این امکان را فراهم می‌کند که با نیروی کمی بتوان جهت حرکت آنرا تغییر داد. از طرفی این ویژگی, حساسیت هاورکرافت را در برابر نیروهای ناخواسته خارجی (نظیر بادهای جانبی و امواج) به شدت افزایش می‌دهد, از این رو سیستم‌های کنترلی خاصی برای این شناورها طراحی شده است که در سایر شناورهای دریایی وجود ندارد.

تاریخچه ساخت

اولین هواناو در سال ۱۹۵۲میلادی توسط نوآور بریتانیایی کریستوفر کاکرل ساخته شد. کاکرل با آزمایش‌های ساده‌ای به‌وسیله موتور یک جاروی برقی و دو قوطی استوانه‌ای اصول کاربردی یک وسیله نقلیه متکی به بالشتک هوا را ثابت کرد. وی نشان داد که زمانی که بالشتک با فشار به بیرون بدمد وسیله نقلیه به آسانی بر روی سطح جنبش‌پذیر خواهد بود. این کار به آن وسیله نقلیه امکان حرکت بر روی گل نرم، آب و مرداب و مانداب و همچنین زمین سفت را می‌دهد.

 


توانمندی های کلی هاورکرافت

هاورکرافت به سبب ویژگی های خاص طراحی، دارای توانمندی های ویژه ای در زمینه های مختلف است.
 به طور خلاصه، توانمندی های هاورکرافت‌های رده متوسط را می‌توان به شرح زیر برشمرد :

• انجام عملیات آمادی و پشتیبانی در رزم دریایی، به‌ویژه در مناطق باتلاقی، لجنزار، آبراه های ناشناخته، مناطق کم عمق و مرداب های پوشیده از گیاهان دریایی و نیزار
• انجام عملیات گشت ساحلی، مبارزه با قاچاقچیان و انجام عملیات تعقیب و گریز از نواحی کم عمق دریایی تا اغلب قسمت های نوار ساحلی
• انجام عملیات هیدروگرافی و بسترشناسی دریا، مطالعات علمی در مناطق ساحلی و فلات قاره و ایجاد آزمایشگاه سیار جهت امور مطالعاتی
• انجام عملیات باربری و مسافربری به جزایر کوچکی که عملاً امکان ساخت اسکله و بندرگاه در آنها توجیه اقتصادی نداشته و فاقد چنین تأسیساتی هستند
• انجام عملیات امداد رسانی در زمان وقوع حوادث غیرمترقبه, به‌ویژه سیل و آب گرفتگی, و کمک به مصدومین و مجروحین حادثه
• انجام عملیات زیست محیطی، جمع آوری لکه های نفتی در امتداد ساحل و جلوگیری از تخریب و آلودگی محیط زیست در مناطق کم عمق
• انجام عملیات گشتی با سرعت زیاد و جابه جایی فرماندهان و خدمه شناورهای دریایی و پوشش دادن نیازمندی های سازمان بنادر و کشتیرانی
• عملیات مین گذاری و مین روبی در سطح آبراه های بین المللی و تنگه های پر تردد و ...


سیستمها و متعلقات

در یک نگرش ساده, هاورکرافت شامل سازه‌ای دریایی است که بوسیله یک سیستم بالابر از سطح زمین بلند شده و در نهایت توسط سیستم رانش به حرکت درمی‌آید. بطور کلی, سیستم‌های اساسی هاورکرافت به ساختارهای زیر دسته‌بندی می‌شوند:



• سازه : شامل اتاقک‌های آب‌بندی, نشیمن‌گاه موتور, تکیه‌گاه ملخ, نشیمن‌گاه سازه, بالک و مخازن شناوری
• سازه انعطاف‌پذیر : شامل بالشتک و اتصالات
• سیستم بالابری : شامل پروانه, کانال حلزونی و متعلقات
• سیستم رانش و جلوبری : شامل ملخ, داکت و تجهیزات جانبی
• سیستم کنترل سوخت و تعادل : شامل مخزن سوخت, پمپ, شیرهای یک‌طرفه و لوله‌های هیدرولیک
• سیستم‌های انتقال قدرت : شامل موتور, تجهیزات انتقال قدرت و متعلقات
• سیستم اطفای حریق : شامل مخزن کف, هشدار دهنده, خاموش کننده دستی و ...
• سیستم تهویه مطبوع : شامل دمنده هوا, وسایل سرمایش و گرمایش؛
• سیستم‌های الکتریکی : شامل چراغ‌های ناوبری, روشنایی داخلی, سیم‌کشی, ژنراتور و ...
• سیستم‌های اویونیکی : شامل رادار, GPS, سونار و ...
• سیستم‌های مکانیکی : شامل مکانیزم لنگر, مکانیزم کشش و ...
• تجهیزات نظامی : شامل سلاح, سیستم‌های جانبی و ...
• تجهیزات اضطراری : شامل قایق نجات, جعبه کمک‌های اولیه


سیستم رانش

یکی از سیستم‌های اساسی هاورکرافت, سیستم رانش است. این سیستم که شامل ملخ یا فن می‌شود, می‌تواند به شکل‌های گوناگون نیروی رانش را برای شناور تأمین نماید. معمولاً در شناورهای بزرگ یا شناورهایی که در آنها بازدهی سیستم رانش از اهمیت برخوردار است, از ملخ دارای داکت (duct) استفاده می‌شود. در سیستم رانش هاورکرافت‌های نظامی, ملخ‌های آزاد (بدون داکت) استفاده بیشتری دارند, زیرا در این حالت ملخ قدرت لازم را تأمین می‌کند و از طرفی با حذف داکت, در وزن کل نیز صرفه‌جویی می‌شود. علاوه بر این, مسئله دیگری نظیر آسیب‌پذیری و دید راداری نیز حذف داکت را الزامی ساخته است. در شناورهای کوچک, که معمولاً با سرعت حداکثر 80 کیلومتر بر ساعت کار می‌کنند, می‌توان از پروانه ترکیبی استفاده نمود. منظور از پروانه ترکیبی حالتی است که حدود یک سوم نیروی پروانه برای خیزش و دو سوم آن برای رانش استفاده می‌شود. استفاده از ملخ دارای داکت در سیستم رانش, برای شناورهای مسافربری دارای موتورهای دیزلی, بسیار رایج است. به علت وجود ذرات گرد و خاک و سنگریزه‌های حاصل از عمل بالابری, ضرورت ایجاد تمهیدات اضافی برای حفاظت از لبه حمله پره‌های ملخ و پروانه ضروری است. با توجه به سرعت دورانی ملخ, ذرات آب نیز مانند سمباده عمل می‌کنند و در نتیجه استفاده از روکش در کل پره و خصوصاً لبه حمله ضروری است. قابل ذکر است که در شناورهای اولیه از ملخ‌های آلومینیومی استفاده می‌شد. اگرچه ملخ‌های مذکور کارآیی خوبی داشتند, اما از نظر سایش لبه حمله و مقاومت در برخورد با اجرام معلق آسیب‌پذیر بودند. تداوم حرکت در سواحل شنی و وجود نمک و ترشحات نمکی نیز سبب تشدید این سایش می‌شد.
عوامل مهم در انتخاب ملخ عبارتند از : سرعت دورانی, سرعت شناوری, قطر, زاویه گام, وتر یا پهنای پره, کارآیی, نیروی رانش و توان ورودی. هر یک از عوامل مذکور محدودیتی را در انتخاب ملخ اعمال می‌کنند. در عمل چهار عامل اصلی در انتخاب ملخ وجود دارد که عبارتند از توان ورودی به ملخ, سرعت شناوری, دور موتور و نیروی رانش لازم. بر همین اساس, در حال حاضر روش انتخاب ملخ به این صورت است که پس از انجام طراحی چیدمانی و محاسبات اولیه, بر اساس نیروهای پسای هیدرودینامیکی و حداکثر سرعت, مقدار نیروی رانش تعیین می‌شود. از دیگر سو, توان ورودی به ملخ با توجه به محدودیت‌های موتور مشخص می‌شود و محدودیت قطر نیز با نظر سرطراح به کارخانجات سازنده اعلام می‌شود تا نمودار مشخصه ملخ تهیه و ارسال شود و به همراه تعیین قیمت, انتخاب نهایی صورت گیرد. البته این اولین گام در انتخاب هندسه یک ملخ است و در مرحله بعد جنس ملخ, نوع تنظیم, روکش‌های ضدسایش, عمر مفید, مقاومت در برابر خوردگی, نحوه اتصال و تغییر گام آن مطرح می‌شود. اغلب به علت وجود عدم قطعیت در ثابت نگه‌داشتن همه عوامل انتخاب ملخ به‌صورت مقایسه‌ای انجام می‌شود.


تجهیزات جانبی ملخ و سیستم رانش برای کنترل هاورکرافت

 

استفاده از تجهیزات کنترلی رانش, به عنوان عاملی مهم در کنترل راستای حرکت شناور حائز اهمیت است. در برخی از مدل‌های هاورکرافت, با استفاده از داکت‌های گردان, جهت حرکت هاورکرافت تغییر می‌کند. این سیستم دارای قابلیت مانور بسیار بوده و تنها عیب آن سنگین شدن پایه‌های تقویتی و توان مصرفی موتور است. بهره‌گیری از این سیستم در هاورکرافت‌های سنگین نظامی موجب برتری مانور و رزم دریایی شده و به توانایی‌های عملیاتی شناور می‌افزاید. سیستم کنترل گام ملخ و تغییر نیروی رانش نیز جزو تجهیزات کنترلی سیستم رانش محسوب می‌شوند. در این سیستم با استفاده از تغییر گام ملخ سرعت شناور کنترل می‌شود و در وضعیت گام صفر, سرعت به صفر کاهش می‌یابد. استفاده از ملخ دارای گام متغیر یکی از کارآمدترین شیوه‌های کنترل حرکت هاورکرافت است. در گام صفر, ملخ نیروی رانشی تولید نمی‌کند و هاورکرافت در ایستایی کامل است. با افزایش گام, نیروی رانشی تولید شده افزایش می‌یابد, به نحوی که در حداکثر گام, نیروی رانش به بیشترین میزان خود می‌رسد. سیستم کنترل گام ملخ که به روش‌های برقی یا هیدرولیک عمل تغییر گام را انجام می‌دهد, یکی از مهم‌ترین سیستم‌های کنترلی هاورکرافت به‌شمار می‌رود.

یکی دیگر از سیستم‌های کنترل هاورکرافت, بکارگیری بخشی از جریان هوای پروانه است. در این روش با هدایت جریان هوای پروانه و خروج آن از ناحیه دماغه, سبب تغییر جهت هاورکرافت و گردش‌های موضعی آن می‌شود. به علت محدودیت‌های ساختاری و ظرفیت موتور, نمی‌توان از این سیستم در بسیاری از طرح‌های هاورکرافت استفاده نمود.

حضور هاورکرافت در ایران

 

مطالعه تاریخچه حضور هاورکرافت در ایران و نیز بررسی موقعیت جغرافیایی کشور، در درک نیاز ایران به حضور چنین وسایلی در ناوگان حمل و نقل کشوری مؤثر است. بنابراین در ادامه به شرح مختصری از نحوه ورود این وسیله به ایران و نقش آن در جنگ تحمیلی می پردازیم. در خلال سال های 1968-1975 نیروی دریایی ایران اقدام به خرید 8 فروند هاورکرافت SR.N6 و 6 فروند هاورکرافت BH-7 نمود.
کشور ایران جزو معدود کشورهایی است که در همان سال های اولیه تولید هاورکرافت نظامی به این تکنولوژی شناورها دست یافت، و با داشتن بزرگترین ناوگان هاورکرافت در سطح منطقه، به تقویت نقش نظامی خود در منطقه پرداخت. ایران با داشتن مرز آبی در حاشیه شمالی خلیج فارس و با تملک بیشترین تعداد جزایر در محدوده آب های منطقه و با توجه به جغرافیای منطقه به وسایلی نیازدارد که بتواند به کمک آن ها در کمترین زمان و در هر منطقه از نوار ساحلی مرزی و محدوده جزایر ایرانی، به انجام عملیات نظامی و به ویژه جابه جایی نیرو بپردازد.
امنیت در خلیج فارس مهمترین موضوع مورد توجه تولید کنندگان نفت منطقه و بزرگترین مصرف کنندگان نفت جهان است. پس نقش هاورکرافت در تأمین توازن دفاعی کشور حائز اهمیت بسیار است. در جریان جنگ ایران و عراق، در غیاب کارشناسان خارجی، استفاده مناسب از هاورکرافت در حمله‌های رزمندگان ایران در جبهه های جنوبی و به ویژه در جریان انتقال نیرو از مناطق هور و حوضچه های آبی جنوبی عراق، بسیار کارآمد بود و همین امر یکی از عوامل مهم پیروزی در نواحی باتلاقی، و مردابی جنوب عراق به حساب می آید.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 10:28  توسط محمد حسین وسروش  | 

سوال های ترم2 دینی

برای ورود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 10:14  توسط محمد حسین وسروش  | 

قنات

تاریخچه قنات

قنات که توسط مقنیان ایرانی اختراع شده ، هزاران سال قدمت دارد. قدمت بسیاری لازم قناتهای ایران ، از پنج یا شش هزار سال متجاوز است و عمری برابر با تاریخ کهن ایران دارد. با وجود این که چندبن هزار سال از اختراع آن می‌گذرد، مع هذا هنوز هم این روش استفاده از آب ، در قسمت مهمی از روستاها و مناطق مسکونی و کشاورزی و دامداری کشور معمول و متداول است و حتی یکی از ارکان اصلی کشت و زرع در نواحی خشک را تشکیل می‌دهد. این اختراع که امروزه شهرت جهانی پیدا کرده ، بعدها از ایران به بسیاری از کشورهای جهان انتقال یافته و مورد استفاده مردم در دیگر نقاط دنیا قرار گرفته است.

تصویر

چگونگی ابداع قنات


گوبلو معتقد است که قنات، ابتدا یک فن آبیاری نبوده، بلکه به طور کامل از تکنیک معدن نشأت گرفته و منظور از احداث آن جمع‌آوری آبهای زیرزمینی مزاحم (زه آبها) به هنگام حفر معادن بوده است.... تردیدی نیست که در گستره فرهنگی ایران، از معادن «مس» و احتمالاً «رویِ» موجود در کوههای زاگرس، در جریان هزاره دوم قبل از میلاد مسیح بهره‌برداری شده است.

ساختمان و مشخصات قنات

قنات ، تشکیل شده از یک دهانه یا هرنج که روباز است و یک مجرای تونل مانند زیرزمینی و چندین چاه عمودی که مجرا یا کوره زیر زمینی را در فواصل مشخص با سطح زمین مرتبط می‌سازد. چاهها که به آنها در موقع حفر ، میله هم گفته می‌شود، علاوه بر مجاری انتقال مواد حفاری شده به خارج ، عمل تهویه کانال زیرزمینی را نیز انجام می‌دهد و راه ارتباطی برای لای‌روبی ، تعمیر و بازدید از داخل قنات نیز به شمار می‌رود.

آغاز قنات ، همان دهانه قنات است که مظهر قنات نامیده می‌شود. مظهر قنات جایی است که آب از دل قنات بیرون می‌آید و ظاهر می شود و می‌تواند برای آبیاری و دیگر مصارف مورد استفاده قرار بگیرد. قسمت انتهایی قنات ، پیشکار قنات نامیده می‌شود که در آخرین قسمت آن ، مادر چاه قنات قرار گرفته است. قسمتهایی از قنات که با حفر آنها هنوز آب بیرون نمی‌آید "خشکه کار" و قسمتی که آبدار است (قسمت انتهایی) قسمت "آبده قنات" نامیده می‌شود.

حفر قنات

حفر قنات معمولا از مظهر ان که همان سطح زمین است و خشک می‌باشد، شروع و به مناطق آبده مادر چاه ، ختم می‌شود. بنابراین ، اول دهانه قنات یا هرنج که خشک است و بعد اولین چاهها یا میله‌ها که اینها هم خشک است و آب ندارد و به اصطلاح قسمت خشک کار قنات نامیده می‌شود، حفر می‌شود. بعد کار به طرف قسمت بالا دست که همان قسمتهای آبده و بیشتر آبده زمین باشد، ادامه پیدا می‌کند.

تصویر

طول و عمق قنات

طول یک رشته قنات که در میزان آبدهی آن نیز موثر است، نسبت به شرایط طبیعی میزان متفاوت است. این شرایط بستگی به شیب زمین وعمیق ما در چاه دارد. از طرف دیگر هرچه سطح آب زیرزمینی پایینتر باشد، عمق مادر چاه بیشتر می‌شود. طویلترین قناتی که تاکنون در ایران حفر شده ، در حوالی گناباد از توابع خراسان است که 70 کیلومتر طول آن است و عمیقترین مادر چاه قناتهای ایران به روایتی 400 متر و به روایت دیگر 350 متر عمق دارد و آن مربوط به قنات "قصبه" گناباد است. مهمترین عاملی که طول قنات را مشخص می‌کند، شیب زمین می‌باشد. هرچه شیب زمین کمتر باشد طول قنات بیشتر و هرچه شیب بیشتر باشد طول قنات کمتر خواهد بود.

محاسن و مزایای قنات

سیستم استخراج در قنات طوری است که آب بدون کمک و صرف هزینه فقط با استفاده از نیروی ثقل از زمین خارج می‌گردد. با توجه به چاهها و قناتهای موجود ، آب قنات در مقابل آبی که از چاه استخراج می‌شود، ارزانتر تمام می‌شود. آب قنات دائمی است و در مواقع اضطراری کشت و احتیاج زراعت در مواقع حساس به آب ، قطع نمی‌شود. منابع آب زیر زمینی توسط قنات دیر تمام می‌شود و استفاده طولانی دارد، هر چند بطور دائم چه مصرف شود و چه شود، خارج می‌گردد. قنات دارای مزایای بسیاری زیادی است که در اینجا فقط به تعداد محدود از آنها اشاره شد.

تصویر

معایب قنات

در زمینهای هموار و نواحی که آب زیرزمینی شیب کافی ندارد و نیز زمینهای خیلی سست و ماسه‌ای امکان حفر قنات نیست. آب قنات ، بطور دائم جریان دارد و قابل کنترل نیست. روی این اصل ، مدام باعث تخلیه آب زیرزمینی می‌شود. در فصولی که به آب احتیاج نیست و یا احتیاج به آن خیلی کم است، امکان جلوگیری از جریان و یا کنترل آن وجود ندارد.

قنات به خاطر این که در سفره‌های آب زیرزمینی کم عمق استفاده می‌شود و این منابع هم غنی نیست و دارای نوسان زیاد است، لذا قنات نسبت به تغییرات سطح آب زیر زمینی خیلی حساسیت دارد. در فصول گرم که گیاه به آب بیشتری نیاز دارد و نیز در فصول و سالهای خشک ، آب قنات کم می‌شود. قنات نسبت به چاه در مقابل سیل و زلزله و امثال اینها آسیب پذیر است و خرابی در قناتها بعضی مواقع طوری است که احیا مجدد آنها یا ممکن نمی‌باشد و یا از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 14:7  توسط محمد حسین وسروش  | 

همه چی دانلود

این وبلاک یکی از دوستان است برای ورود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 16:8  توسط محمد حسین وسروش  | 

رفتن به مریخ!!!!!!

نه واقا به مریخ نمی روید فقط در سال ۲۰۱۱ اسم شما با تراشه ای به مریخ می رود برای وارد کردن اسم خوداینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 15:54  توسط محمد حسین وسروش  | 

شگفتی های فضا (سیاه چاله ها)

يكي از شگفتي هاي فضا وجود حفره هاي سياه در آن است. مكان هايي كه در اثر جاذبه بي نهايت حتي نور از آن قابل گريز نيست و هر چه در آن وارد شود ديگر خارج نخواهد شد. به اين حفره ها در دانش نجوم سياه چال هاي فضايي گفته مي شود كه در اين مقاله به آن مي پردازيم.
    بر اساس قانون جاذبه نيوتن, هر جرمي داراي نيروي جاذبه بوده و مقدار آن رابطه عكس با مجذور فاصله از آن دارد.
    در سال1795 لاپلاس با استفاده از قانون جاذبه نيوتن تئوري خود را چنين بيان كرد: اگر جسمي با جرم M آن قدر فشرده شود كه شعاع آن, rs كمتر از مقدار rs=2GM/c2 شود [G ضريب ثابت جهاني نيروي جاذبه و c سرعت نور] , در نتيجه سرعت فرار از آن از سرعت نور بيشتر خواهد بود. آلبرت انيشتن مي گويد: هيچ جسمي نمي تواند از نور سريع تر حركت كند. اگر دو جسم با سرعت نور در خلاف جهت هم نيز حركت كنند باز هم نسبت سرعت آنها به يكديگر برابر با سرعت نور است. در واقع سرعت نور حد مطلق سرعت است. با توجه به اين نكته كه چون سرعت گريز از حفره هاي سياه بيشتر از نور است پس فرار از آن غير ممكن است.
    آلبرت انيشتن در سال1915 در تئوري نسبيت خود(رابطه نيروي جاذبه, زمان و حجم) وجود اين سياه چال ها را عنوان كرد. اثبات فيزيكي و فرمولي آن تا سال ها ميسر نبود. اما امروزه به وجود آنها پي برده شده است. در اين تئوري, زمان به عنوان يك بعد (زمان فضايي) نيز شناخته شده است. از آنجايي كه نور نمي تواند از حفره ها بگريزد پس در فضا چنين جسمي قابل رويت نيست.
    
    پيدايش
    نوع و اندازه سياه چال ها زمان پيدايش آنها را تعيين مي كند. برخي از آنها در ابتداي تشكيل كائنات بوجود آمده و اكثراً در مركز كهكشان ها بوده و به آنها سياه چال هاي عظيم يا غول پيكر (Supermassive Black Holes) گفته مي شود. نوع ديگر آن استلارها (Stellars) هستند كه در اثر انفجار سوپرنواها بوجود مي آيند. انواع كوچك تر آنها تا اندازه كوچكتر از يك الكترون با جرم زياد وجود دارند.
    
    سياه چال هاي غول پيكر
    جرم اين سياه چال ها از يك ميليون تا سه ميليارد برابر خورشيد بوده و در ابتداي تولد كيهان پيدايش يافته اند. زماني كه هر نوع ماده, ستاره و يا سياره اي در نزديكي آن گرفتار جاذبه اش شود, با سرعت سرسام آور و به صورت مارپيچ به سمت مركز آن كشيده شده و در اثر جاذبه شديد بتدريج به يك صفحه تبديل مي شود. در يكي از تحقيقات اخترشناسان سرعت ورود چندين سياره به درون مركز كهكشان راه شيري محاسبه و معادل4 ميليون كيلومتر در ساعت بوده است. حتي سيارات غول پيكر قبل از رسيدن به هسته اصلي در اثر نيروي جاذبه بسيار قوي آن تكه تكه مي شوند.
    با افزايش سرعت و برخورد قطعات به يكديگر و توليد اصطكاك شديد, دما به دهها ميليون درجه سانتي گراد رسيده و در اين حرارت اشعه هاي ايكس و گاما توليد مي شوند. با رديابي اين تشعشعات, مي توان به موجوديت آنها پي برد. به علت اين برخورد و اصطكاك شديد در نزديكي حفره ها نور بسيار درخشنده اي توليد و در نتيجه, مكان اين نوع حفره ها در كهكشان ها قابل رد يابي است. نام ديگر آنها «كواسار» (ستاره دجاجه) بوده و درخشنده ترين اجسام در فضا هستند.
    دانشمندان بر اين عقيده اند كه زمان پيدايش آنها در ابتداي تولد كائنات بوده و امكان بوجود آمدن مجدد آنها مقدور نيست. به مركز اين نوع كهكشان ها «AGN» كه مخفف هسته فعال كهكشان است گفته مي شود. دانشمند انگليسي «هاكينگ» معتقد است كه جرم اصلي عالم را حفره هاي سياهي تشكيل مي دهند كه در ابتداي پيدايش جهان بوجود آمده اند. در اين فاصله زماني, سياه چال هاي اوليه از بين رفته ولي بزرگترها باقي مانده اند. در سال1994 اولين سياه چال به جرم2/5 تا3/5 ميليارد برابر منظومه شمسي توسط تلسكوپ هاي قوي در مركز كهكشان M87 پيدا شد.
    آيا تمام كهكشان ها داراي حفره سياه هستند؟ اين سوالي است كه تاكنون پاسخي براي آن وجود نداشته است. برخي مواد ورودي به آنها در اثر سرعت سرسام آور قبل از رسيدن از قطبين آن خارج مي شوند. اين پديده بنام «جت كهكشاني» معروف بوده و قابل رويت است.
    
    استلارها
    اين نوع حفره ها از انفجار سوپرنوايي بوجود مي آيند. براي تشكيل اين نوع حفره ها جرم ستاره ها بايد حداقل سه برابر خورشيد باشد و در واقع آنها از مرگ ستارگان غول پيكر به وجود مي آيند.
    در زمان تولد, سوخت ستاره هاي جوان, هيدروژن است. در مركز هسته به علت نيروي جاذبه, فشار و حرارت شديد, واكنش اتمي اتفاق افتاده و هيدروژن تبديل به هليوم, نور, حرارت و تشعشع گشته و به سطح آن پرتاب مي شود. در اين زمان ستاره در حال درخشش و سوختن است. نيروي حاصل از گريز حرارت, نور و تشعشات ستاره, باعث خنثي شدن نيروي جاذبه مي شود. اين تعادل تا زماني برقرار است كه سوخت ستاره تمام نشود. اما پس از پايان سوخت (هيدروژن) و تبديل اكثر آن به هليوم, يك واكنش اتمي ديگر اتفاق افتاده و هليوم به كربن و باقيمانده آن به صورت تشعشع به انرژي تبديل مي شود. اين واكنش ادامه يافته و كربن به اكسيژن و بعد به سيليكون و در انتها به آهن تبديل مي شود. واكنش اتمي در زمان بوجود آمدن هسته آهني متوقف مي شود.
    اگر ستارگان قديمي را دو نيم كنيم, ملاحظه خواهيم كرد كه از يك هسته آهني و لايه هاي فوقاني, بترتيب سيليكون, كربن, هليوم و هيدروژن تشكيل شده است. غير از هسته مركزي تمام لايه ها در حال سوختن هستند. در نهايت واكنش اتمي به علت نيروي شديد جاذبه و حرارت و فشار, تمام اجزاء عناصر هسته آهني را تبديل به نوترون مي كند. بتدريج با اتمام سوخت ستاره, نيروي گريز از مركز تشعشعات, حرارت و نور ديگر وجود ندارد تا بتواند نيروي جاذبه را خنثي كند. در نتيجه لايه هاي فوقاني به سمت مركز كشيده شده و بر اثر برخورد با هسته نوتروني منفجر و به سطح پرتاب مي شوند. اين واكنش را انفجار سوپرنوايي مي نامند. آنچه اتفاق مي افتد انفجار لايه هاي فوقاني بوده و ما فقط سطح خارجي آن را مشاهده مي كنيم. اين انفجار در واقع در اثر واكنش دروني بوده و فقط هسته باقي مي ماند.
    در اين جا ستاره مي ميرد و اخترشناسان آن را مرگ ستاره ناميده اند.
    وقتي كه يك ستاره سوختش تمام مي شود مانند يك بمب منفجر شده و در زمان وقوع آن درخشش به ميلياردها برابر خورشيد مي رسد. ستاره هايي تا جرم1/4 برابر خورشيد به كوتوله هاي سفيد,1/4 تا3 برابر خورشيد به ستاره هاي نوتروني و از سه برابر بزرگتر از خورشيد به سياه چال هاي فضايي تبديل خواهند شد. حداقل جرم مورد نياز براي ايجاد سياه چال ها بنام «لاندو اوپن هايمر ولكو» ناميده و محاسبه شده است.
    نزديك ترين سياه چال به ما «سايگنوس ايكس يك» است كه در سال971 رصد شده است. كهكشان راه شيري داراي بيش از چند ميليون از آنهاست. به وجود آمدن اين نوع سياه چال ها تا كنون ادامه داشته و هم چنان در حال تشكيل است ولي پيدايش جديد نوع اول آن امكان پذير نيست. انواع بزرگتر سياه چال ها داراي جرمي بيش از5 تا100 برابر خورشيد بوده و قطر آنها بين32 الي650 كيلومتر است. تعداد25 عدد از آنها تاكنون در كهكشان ما, راه شيري, رصد شده است.
    
    سياه چال هاي كوچك
    در مقايسه با دو نوع ذكر شده, سياه چال هاي كوچك از ابعاد كوچكتري برخوردارند. نوع ميكروي آن داراي جرمي معادل يك كيلومتر مكعب آب بوده كه در ابعادي كوچكتر از يك الكترون فشرده شده است. جرم برخي نيز 1017 گرم است.
    
    مشخصات سياه چال ها
    همان گونه كه ذكر شد نيروي جاذبه آنها به قدري زياد است كه حتي نور قادر به فرار از آن نيست. اين جارو برقي ها و يا هيولاهاي كيهاني همه چيز را در خود مي بلعند و بهتر است به آن نزديك نشويم!
    طبق تئوري هاي بيان شده, زمان در نزديكي سياه چال ها كند و درون آن متوقف مي شود. شايد براي سفر در زمان بتوان از آنها استفاده كرد. زمان و مكان در اينجا بر اثر نيروي جاذبه بي نهايت كاملاً به هم ريخته شده و آخرين شكل ماده در آن تحقق مي يابد. بسيار سخت است كه تصور كنيم يك ماده با چنين جرمي تقريباً داراي حجم نباشد ولي اين آن چيزي است كه در مركز حفره سياه وجود دارد.
    به طور كلي آنها داراي دو محدوده هستند. مركز آن به نام يكتايي (Singularity) ناميده شده و در واقع جرم آن را تشكيل مي دهد. در اينجا كل جرم يك ستاره در ابعاد ميليون ها برابر كوچكتر فشرده شده است. در حاشيه آن منطقه ديگري بنام واقعه و يا حد افق (Event Horizon) وجود دارد كه در اصل اين يك فاصله فيزيكي نيست بلكه محدوده اي است كه بعد از آن امكان بازگشت وجود ندارد. هر قدر يكتايي بزرگتر باشد, واقعه افق آن بزرگتر خواهد بود. نور پس از عبور از اين محدوده ديگر نمي تواند از سياه چال بگريزد. تشعشعات آن بنام «شوارتست چايلد» نامگذاري شده است.
    
    رديابي
    ما مي دانيم, اكثر سيارات به علت جاذبه آن به دور يك ستاره بزرگ در گردش هستند. زماني كه اخترشناسان سياراتي را ديدند كه به دور مركزي مي چرخند كه ستاره اي وجود ندارد, نتيجه خواهند گرفت, كه يك سياه چال يا ستاره نتروني در آن وجود دارد. در كل آنها با سه عامل جرم, شارژ الكتريكي و سرعت گردشي شناخته مي شوند. اگر جرم خورشيد ما به اندازه يك كره به قطر6 كيلومتر كوچك شود تبديل به يك سياه چال خواهد شد.
    
    لنزهاي فضايي
    فرض كنيد كه زمين در يك سو و يك ستاره در طرف مقابل باشد. نور آن به طور معمول به زمين مي رسد. اگر يك سياه چال در حركت باشد و ميان زمين و آن ستاره قرار گيرد, به علت جاذبه بسيار قوي آن, نور متصاعد شده از ستاره به سمت سياه چال منحرف و متمركز مي شود. در اينجا ما آن ستاره را بسيار درخشنده تر از گذشته خواهيم ديد. اين واقعه را اثر لنز فضايي مي گويند. درست مشابه آن است كه ما يك ذره بين را در جلوي نور خورشيده قرار دهيم, خواهيم ديد كه پرتوهاي نور آن در يك نقطه متمركز و آنجا بسيار درخشنده تر مي شود. اين همان اثري است كه سياه چال در زمان عبور خود از ميان زمين و يك ستاره به وجود مي آورد و يكي از راههاي كشف آنهاست.
    با توجه به وجود ميلياردها حفره و ايجاد انحراف در نور منتشره از ستارگان, در زمين, بسياري از آنها را درجاي اصلي خود نمي توانيم رصد كنيم, زيرا كه پرتوي آنها به سمت حفره سياه منحرف شده است.
    
    پايان انرژي
    پس از اتمام سوخت ستاره ها چه اتفاقي خواهد افتاد؟ آيا جهان تبديل به يك مجموعه سيارات سرد و خاموش خواهد شد كه در حال دور شدن از يكديگرند؟ اين سئوالي است كه جوابش براي بشر نامعلوم است

برای دیدن عکس به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 11:42  توسط محمد حسین وسروش  | 

کره ی مریخ

+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 11:33  توسط محمد حسین وسروش  | 

کره ی مریخ

+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 11:32  توسط محمد حسین وسروش  | 

حیاط در کره ی مریخ

مقدمه
مریخ چهارمین سیاره از خورشید است. قطر آن فقط نصف قطر زمین است. اما ویژگیهای زمین گونه زیادی دارد و این ویژگیها اختر شناسان را به این باور رهنمون شده است که در مریخ حیات وجود دارد. حتی برخی اختر شناسان فکر می‌کنند موجودهایی هوشمند در مریخ زندگی می‌کنند. این اندیشه‌ها می‌بایست پس از عبور خبر یابهای فضایی بدون سرنشین از کنار مریخ و فرستادن اطلاعات به زمین تغییر کنند. این خبر یابهای فضایی بدون سرنشین از کنار مریخ و فرستادن اطلاعات به زمین تغییر کنند. این خبر یابهای فضایی آشکار ساختند که مریخ کره سرد و خشکی است که به ماه بیشتر شباهت دارد تا به زمین.

ناحیه‌های وسیعی از سطح مریخ پوشیده از حفره‌هاست. چگالی جو مریخ ، بطور باور نکردنی ، پایین و مانند جو زمین ، در ارتفاع 50 کیلومتری بالای سطح دریاست. این جو بیشتر مرکب از دی اکسید کربن با مقدار کمی آب است. اکسیژن و نیتروژن در آن پیدا نشده است، هر چند احتمالاً مقدار کمی از آنها وجود دارد. چون هوا بسیار «رقیق» است،تشعشع فرا بنفش ، که برای بیشتر موجودات زنده خطرناک است، از فضا به آسانی به سطح مریخ می‌رسد. شاید زمانی بخشهای وسیعی از سطح مریخ پوشیده از آب بوده است. معلوم شده است که کلاهکهای قطبی ، مرکب از آب منجمد است و نمونه‌هایی که خبر یابهای وایکینگ از خاک مریخ برداشته‌اند، پس از گرم شدن آب پس داده‌اند.

ویژگیهای فیزیکی مریخ
از میان همه سیارات منظومه شمسی ، بدون شک شرایط موجود در مریخ بیش از هر سیاره دیگری ، نزدیک به شرایطی است که در زمین حکمفرماست. هر چند این تشابه نسبی است، زیرا مریخ سیاره‌ای برهوت و یخ زده است. دمای میانگین در آنجا 25- درجه سانتیگراد است که از 30+ درجه در خط استوا در بهترین شرایط تا 140- درجه سانتیگرد در تغییر است. از طرفی فشار جو آن صد بار کمتر از فشار جو زمین می‌باشد. در این هوای نادر ، دی اکسید کربن ، کمی ازت ، آرگون و مونو اکسید کربن و خیلی کمبخار آب یافت می شود. بطور خلاصه تنفسی در آنجا بسیار مشکل بوده با اینکه عنار اصلی برای زندگی ، چندان در آنجا نایاب نیست.

با این حال برخی مشاهدات این فکر را بوجود می‌آورد که در چندین دوره ، اقیانوسهای واقعی وجود داشته است. در این زمانها مریخ بسیار به زمین شباهت داشته و با این نتیجه گیری دوباره بحث در مورد فرضیه حیات بر روی سیاره سرخ و اثرات بر جای مانده ، از سر گرفته می‌شود که این اثرات را ممکن است هنوز در آنجا ردیابی کرد.
مریخ از نظر زیست شناختی
دمای سطحی متوسط زمین است. دمای مریخ در استوا ممکن است در روز به 24 درجه سلسیوس برسد، و در شب تا 73- درجه سلسیوس پایین بیاید. این شرایط، مریخ را جای قابل تحملی برای زندگی می‌سازد. اما برون زیست شناسان فکر می‌کنند، که شکلهای معینی از زندگی ممکن است در آنجا وجود داشته باشد. چند عامل ، این امکان را تأیید می‌کند. مثلاً موانع فیزیکی به آسانی از نفوذ تشعشع فرا بنفش جلوگیری می‌کنند. اکسیژن ، نیتروژن و آب ممکن است به مقدارهای کافی ، برای حفظ ارگانیسمهای سختی چون باکتریها ، کپکها و گلسنگها وجود داشته باشند. وجود لایه‌ای از آب منجمد دائمی ، با یخ دائمی زیر خاکی ، در خاک زیر سطحی ، ممکن به نظر می‌رسد. این یخ ممکن است گه گاه بطور موضعی آب شود و در نتیجه ، آب برای موجودهای زنده بوجود آورد. ممکن است نیتروژن به مقدار کمی در جو وجود داشته باشند. در خاک نیز ممکن است نمکهای شیمیایی ، شامل نیتروژن موجود باشد.

انتظار برون زیست شناسان نیز در مورد حیات در مریخ ، مبتنی بر تجربه‌های آزمایشگاهی است. آنان باکتری ، جلبک ، کپک ، گلسنگ و برخی گیاهان عالی‌تر و حشره‌ها را در محیطهای مریخی مصنوعی قرار دادند. شمار حیرت انگیزی از این ارگانیسمها زنده ماندند. حتی بعضی باکتریها و کپکها ، این شرایط سخت را، مادام که آب وجود داشت خوب تحمل کردند. بعضی آزمایشگران ، در شرایط شبه مریخی ، ترکیبهای کربنی تولید کرده اند. مخلوطهای مونو اکسید کربن ، دی اکسید کربن و بخار آب را در خاک سترون (استریل) یا خاک شیشه ، در معرض تشعشع فرا بنفش قرار دادند و چند ترکیب کربن دار پیچیده‌تر دیگر بدست آوردند، ترکیبهایی که پیداست در تشکیل ترکیبهای زیستی باز هم پیچیده‌تر دخالت دارند.

این آزمایش نشان داد که جو متان، آمونیاک، هیدروژن همیشه برای تکامل شیمیایی حیات ، ضروری نیست. اما برون زیست شناسان به این آزمایشها به چشم احتیاط می‌نگرند، تولید عین شرایط مریخ بطور دقیق در آزمایشگاه غیر ممکن است، چرا که ما چیز زیادی درباره این شرایط نمی‌دانیم و هنوز تکنیکهایمان محدود است. همچنین به ارگانیسمهای آزمایشی برای بقاء به اندازه کافی آب و اکسیژن داده شده ، در حالی که ما واقعاً نمی‌دانیم که آیا اکسیژن و آب به مقدار کافی برای حفظ حیات زمینی گونه ، در مریخ وجود دارد یا نه. با این حال ، تحلیل داده‌هایی که خبر یابهای وایکینگ در اختیار ما گذاشته‌اند، ممکن است پاسخهایی ارائه کند. لیکن درس مهمی از این آزمایشها گرفته شده است. اگر حیات زمینی بتواند در مریخ باقی بماند، خبر یابهای فضایی ، به آسانی می‌توانند این سیاره را آلوده کنند. بنابراین ، برای اجتناب از این امر ، باید هر سفینه فضایی را که می‌خواهیم در مریخ فرود آوریم، ضد عفونی کنیم.

پرسی وال لائل ، در جستجوی "آدمهای کوچک سبز"
خیلی قبل از آنکه مطبوعات جنجالی ، حرف از "آدمهای کوچک سبز" بزنند، ستاره شناس بسیار جدی آمریکایی به نام پرسی/ وال/ لائل حدود صد سال پیش ، در رصدهایش نتیجه گیری کرده بود. شبکه‌ای از کانالهایی که از دو قطب به خط استوا ، مریخ کشیده شده وجود دارد. در تقاطع این کانالها ، ستاره شناس واحدها و شهرهایی را تشخیص داده بود که بنا به عقیده وی این کانالها توسط مریخیها ساخته شده بود. بنا به عقیده وی این تشریحات لائل که شکی در دقت وی نیست مثالی از طرز فکری بنیادی است که ممکن است شخص دچار اشتباه شود، وقتی تنها با عقایدی پیش ساخته به جلو رود، فریفته شدن در دیدن چیزی که در جستجوی آن هستیم، زیاد است.

سفینه کاوشگر مارینر 4 برای اولین بار در سال 1344 در بالای کره مریخ پرواز نمود و 21 عکس که جمعا تنها یک درصد سطح آن را پوشش می‌داد، به زمین مخابره کرد که در روی آنها هیچ گونه اثری از کانالهای مشهود نبود. در خرداد 1350، مارینر 9 در مدار مریخ قرار گرفت و توانست تا ارتفاع 1400 کیلومتری سیاره پایین بیاید و تا سال 1351 بیش از 7000 عکس از آن بردارد.
ورود مارینر 9 به مدار ، مقارن با طوفانی از گرد و غبار بود، ولی وقتی قشر ابر مانند فروکش نمود، دانشمندان نتوانستند از ستایش قله‌های آتشفشانی سر به فلک کشیده آن در نیمکره شمالی خودداری کرده و عظمت آنها را تأیید نکنند. ارتفاعی برابر 25 کیلومتر (حدود سه برابر قله اورست در هندوستان) و قطر 600 کیلومتر!

در واقع دو نیمکره مریخ خیلی باهم فرق دارند. در شمال دو قاره وجود دارد، یکی به نام تارسیس که چهار کوه بلند آتشفشانی در آن واقع است و دیگری به نام الیزه که به اندازه استرالیاست. در میان آن دو ، حوزه‌هایی مشابه دریاهای کره ماه وجود دارد که فاقد گودالهای شهابی هستند. در عوض ، در جنوب گودالهای کوچک سایشی به چشم می‌خورد که توسط ماریر 4 مشاهده شده بود و قدمت آنها به 4 میلیارد سال، زمان تشکیل منظومه شمسی می‌رسد. در خط استوا دره گرد وسیعی که تا 4000 کیلومتر عرض داد، همچنین یک رشته شکافهای پر پیچ و خمی که شبیه بستر رودخانه‌ها هستند، تشخیص داده می‌شود
نتیجه
در حال حاضر به خوبی می‌دانیم که در نزدیکی زمین تنها سیاره مریخ اقبال کمی دارد که شکل ابتدایی حیات را قبلا در خود جای داده و یا اکنون در آن موجود باشد. برای دانش بیشتر بشر مصمم است تا به آنجا رفته و آنچه هست از نزدیک ببیند و از هم اکنون سرگرم یافتن بهترین محل برای عملیات کشف روی مریخ هستند. در حال حاضر شکاف بزرگی در طول خط استوا را در نظر گرفته‌اند. عکسهای برداشته شده چینه‌های خاکی گسترده‌ای را نشان می‌دهند که نشان دهنده تحول چینه‌های خاک ، ظرف صدها کیلیون سال است. و شاید بتوان در آنها اثرات سنگواره‌هایی که در جستجوی آنهات هستند بیابند.

فلاتهای شمالی که بدون شک ته دریاهای کهن می‌باشند، نیز از ارزش بررسی و پژوهش برخوردارند و اما قاره الیزه معمایی را در خود پنهان داشته است. اشکال هرمی شکلی در کنار نقاطی وجود دارند که ممکن است سواحل قدیمی باشند. این هرمها به ارتفاع 1000 تا 2000 متر دارای نمای صاف دلخواهی هستند. آیا اینها ممکن است توسط مریخیها ساخته شده باشند؟ در واقع تنها کشف یک ویروس روی مریخ باعث بحثهای علمی و فیلسوفانه بیشماری خواهد شد

+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 11:28  توسط محمد حسین وسروش  | 

ماشین اسپرت

برای سرگرمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 15:24  توسط محمد حسین وسروش  | 

دیوار چین( عکس)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 12:21  توسط محمد حسین وسروش  | 

دیوار چین(عکس)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 12:19  توسط محمد حسین وسروش  | 

دیوار چین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 12:17  توسط محمد حسین وسروش  | 

دیوار چین

دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود ، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است . این دیوار در نقشه جغرافیایی چین 7000 کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال 1987 در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن 9 قبل از میلاد باز می گردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد . در دوره حکمرانی سلسله های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال 221 قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند. در این زمان طول دیوار چین به 5000 کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به 10 هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به 50 هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال 1368 – سال 1644 ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن 9 استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول 7300 کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند. دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای
ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه
قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان 10 متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن 4 -5 متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود . طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن
دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله
آگاه می شدند . اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه ها همانند اژدهایی
در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".

گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند . برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال 1987 میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 12:13  توسط محمد حسین وسروش  | 

میکرو

به ادامه ی مطالب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 بهمن1388ساعت 18:13  توسط محمد حسین وسروش  | 

ابن سینا

برای مشاهده 

به ادامههههههههههههههههههههههههههه ی مطالببببببببببببببببببببب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 بهمن1388ساعت 18:2  توسط محمد حسین وسروش  |